ابراهيم اصلاح عربانى
554
كتاب گيلان ( فارسى )
- كت دبوستا نره ور * دسه لنگه هكشه كونكا كه ور كه بنها خومتوره ادسونه سر * لماداه كركره ماتاوه ك بون كه نخاسه ا عروسه حاله مسان * نوقرهئى لمبره ناز و نوزهجى « قبله ا داره » تو كه اندا هكشه * - تا « جهگا » كه رجه ره * موموهها دسّك ور گه دتره * اونه نامه چه نهى ؟ پالوان ، مونتظره موژدهِ يه دونه و چه * دله جى قيّه كشه - وَسّه ، وَسَه * پَس اىْ وَسّه ، وَسَه - هِسّه كه دِ وَسّه دتر * نشنه نام « وَسَهّ » - نازنينى لاكِه ك سر برگردان به فارسى بس است پهلوان ، عرقريزان و لهلهزنان * كولهبار بزرگ سرشاخههاى « شَرَم » را مىگذارد كنار قوچى پرواربند * دستوپا را دراز مىكند كنار سگ جوان گله كه پوزهاش را بر دستهايش گذاشته بود * لميده زير نور پريده رنگ ماه كه مثل عروسى ناخشنود * دامن نقرهاىاش را با غمزه و عشوه از حوالى بلنداى « قبلهدار » مىكشد * - به سوى قلّه « تاجگاه » * ماماى محلى ( قابله ) مىآيد كنار دستانداز خانه مىگويد : دختر است * نام او را چه مىگذارى ؟ پهلوان ، در انتظار مژدهء يك پسر . . . * از ته دل فرياد مىكشد - بس است ، بس است . . . * بعد از اين بس است ، بس است كه ديگر دختر بس است * نام « وَسّه » مىنشيند روى دخترك نازنين ! ما بگيته اسالانه شعر « ماتاوه » * شانهسر ، شوپرهكان جوركاكه سر پركشن ، اى سر ، او سر * ماتاوه ، بمورداه شو زرته « ليارو » دو تا كه دوته * و الا به دلهسر سبزه مو را چومه جى * - بورمه كلانه گله سر ، بون بونى جوره پرا * سوسره وى وى داره بونه كه تكا داه اونه هنده يه و چه * وهطوبون پره پا وهيطوچوم كوتونه شود كهها * كه فتركه اونه سر * ماتاوه ، بمورداه شو * زرچو - ديمه تروچه مار * مچهابون ، بورمه اگلو زار زنه ، زار : * نام فكت تورخان زداه * رابدا تور نوگذره دِ مىخوسور * نوگذره دِ مىخوسور برگردان به فارسى شعر سالهاى خسوف غروب دم ، خفاشها ، بالاى اتاقها * پرواز مىكنند . . . اينجا ، آنجا مهتاب ، شوى مُرده * بافت دو گيسوى زرد « ليارو » ئىاش پريشان شده روى سينهاش * از چشم تيله شيشهاى سبزش اشك مىبارد بر خاك * زير چشمى ، بالادست را مىنگرد زير « وى دار » يال تپه را * كه تكيه داده به آن ، بازهم ، پسرى و مدام ، پائيندست را مىپايد * و بىصبرانه منتظر فرود آمدن شب است كه بر سرش بتازد